دوره و شماره: مقالات آماده انتشار
تعداد مقالات: 4
مطالعه و بررسی حضور ادبیات کودک و نوجوان در کتاب‌های درسی دوره متوسطه:الگوها و پیامدها

مطالعه و بررسی حضور ادبیات کودک و نوجوان در کتاب‌های درسی دوره متوسطه:الگوها و پیامدها

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22083/cssca.2026.542781.1086

مهدی محمدی، زهره مولوی

چکیده هدف این پژوهش، تعیین جایگاه ادبیات کودکان و نوجوانان در کتاب‌های درسی دوره متوسطه اول و دوم (رشته ادبیات و علوم انسانی) سال 1402 است.

روش پژوهش: در پژوهش حاضر، تعداد 87 کتاب درسی کلیه پایه های اول و دوم متوسطه با استفاده از روش تحلیل محتوا سطر به سطر مورد مطالعه قرار گرفتند.

یافته‌ها: یافته ها نشان داد به طور کلی 349 مورد از ادبیات در کتاب های درسی مقطع اول متوسطه به کار رفته است که از آن تعداد 137 مورد شعر و 75 مورد داستان بوده است. 1143 مورد از گونه‌های مختلف ادبیات در کتاب‌های درسی مقطع متوسطه دوم به کار رفته است که از آن تعداد، شعر با 780 مورد در رتبه اول و داستان با 133 مورد در رتبه دوم بوده است. کتاب‌ علوم و فنون ادبی با 449 مورد در رتبه اول و کتاب فارسی با 392 مورد در رتبه دوم قرار گرفتند. افسانه‌های جدید با 7 مورد در رتبه اول و افسانه‌های فلسفی و دینی و حیوانات سخنگو با 3 مورد در رتبه دوم قرار گرفتند. داستان‌های تاریخی با 73 مورد در رتبه اول، داستان‌های فلسفی با 37 مورد در رتبه دوم و داستان‌های دینی و مذهبی با 29 مورد در رتبه سوم قرار گرفتند. از میان نویسندگانی که نام آن‌ها در کتاب‌های درسی ذکر شده بود، علی شریعتی و نادر ابراهیمی در رتبه اول و مطهری، قیصر امین‌پور و عبدالحسین زرین‌کوب در رتبه‌ دوم قرار گرفتند. از بین شاعران، سعدی در رتبه اول و مولانا در رتبه دوم قرار گرفت.

واکاوی هرم انگیزشی و استیلای «پرسه‌زنی دیجیتال» در زیست‌بوم پلتفرمی: مطالعه پیمایشی انگیزه مصرف رسانه‌ای نوجوانان 15 تا18 ساله در ایران

واکاوی هرم انگیزشی و استیلای «پرسه‌زنی دیجیتال» در زیست‌بوم پلتفرمی: مطالعه پیمایشی انگیزه مصرف رسانه‌ای نوجوانان 15 تا18 ساله در ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 تیر 1405

https://doi.org/10.22083/cssca.2026.583878.1106

سجاد یاهک، متین شریفی

چکیده با ظهور نسل Z به عنوان بومیان دیجیتال، فضای مجازی برای آنان از یک ابزار ارتباطی صرف به بستر اصلی زیست و هویت‌یابی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف کالبدشکافی سلسله‌مراتب انگیزشی نوجوانان ایرانی (۱۵ تا ۱۸ سال) در مواجهه با اکوسیستم پلتفرمی و شبکه‌های اجتماعی، با تکیه بر «نظریه استفاده و خشنودی» انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش‌های اسنادی و پیمایشی در سطح ملی انجام گرفته و داده‌های آن از یک نمونه ۱۷۵۶ نفری از نوجوانان در سراسر کشور استخراج و تحلیل شده است. تحلیل داده‌ها حاکی از یک وارونگی انگیزشی هشداردهنده است؛ برخلاف تصورات مبنی بر عاملیت و کنشگری فعال نسل جدید، الگوی مسلط رفتاری آنان «پرسه‌زنی دیجیتال»، «کمین‌گری» و مصرف منفعلانه است. در هرم انگیزشی این نسل، مؤلفه‌های «فراغت دیجیتال»، «مصرف محصولات سرگرمی» و «فرار از واقعیت» در رأس قرار دارند (با ۶۲.۹ درصد تمایل بالا). در مقابل، انگیزه‌های توسعه‌محور، علمی، کارآفرینی و مشارکت مدنی در پایین‌ترین سطح هرم (کف هرم) محبوس مانده‌اند که بازتاب‌دهنده پدیده «سیاست‌زدایی» و اتمیزه شدن این نسل است. همچنین، پلتفرم‌های تصویرمحور (مانند اینستاگرام با ۷۱ درصد) بیشترین نفوذ را دارند و مقاومت در برابر پلتفرم‌های بومی عمدتاً ریشه در کیفیت پایین امکانات و دغدغه‌های حریم خصوصی دارد. فضای مجازی برای نوجوانان ایرانی دارای هویتی «چهل‌تکه»، به مثابه یک «مسکن روان‌شناختی» برای تاب‌آوری در برابر اضطراب‌های ساختاری، محدودیت‌های فیزیکی و بحران هویت عمل می‌کند.

شناسایی و تدوین الگوهای خشونت اجتماعی علیه کودکان و نوجوانان: بر اساس مدل ساندلوسکی و باروسو (2007)

شناسایی و تدوین الگوهای خشونت اجتماعی علیه کودکان و نوجوانان: بر اساس مدل ساندلوسکی و باروسو (2007)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 تیر 1405

https://doi.org/10.22083/cssca.2026.580665.1104

طاها عشایری، امیرحسام طاهری رز

چکیده این پژوهش با هدف شناسایی و تدوین الگوهای خشونت اجتماعی علیه کودکان و نوجوانان در ایران انجام شد. برای دستیابی به درکی عمیق و چندبعدی از این پدیده، از روش فراترکیب کیفی بر اساس مدل ساندلوسکی و باروسو (2007) استفاده گردید. در این راستا، با انجام یک جستجوی نظام‌مند و اعمال ملاک‌های ورود و خروج، 29 مطالعه تجربی منتشرشده در بازه زمانی 1381 تا 1402 انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که چهار عامل اجتماعی (بی‌سازمانی خانوادگی، همنشینی افتراقی، ضعف سرمایه اجتماعی، ناکامی اجتماعی، کنترل اجتماعی، سابقه رفتار پرخطر، جامعه‌پذیری خشونت)؛ فرهنگی (ضعف باورهای دینی، فضای‌آموزشی کژکارکرد، استفاده از رسانه‌های جمعی، سبک‌زندگی زهرآگین، سبک تربیتی خشن، سرمایه فرهنگی پایین)؛ روانی (ضعف سلامت روانی، تاب آوری پایین، بحران هویت، خشونت‌طلبی، پذیرش هویت منحرفانه) و اقتصادی (بحران اقتصادی، مشکلات مالی، فشار کاری و تبعیض و نابرابری اقتصادی) در عادی شدن و افزایش خشونت اجتماعی علیه کودکان و نوجوانان مؤثر بوده است.

بازنمایی کودک‌آزاری در سینمای کودک و نوجوان ایران (1360-1390)

بازنمایی کودک‌آزاری در سینمای کودک و نوجوان ایران (1360-1390)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 تیر 1405

https://doi.org/10.22083/cssca.2026.585707.1108

اعظم راودراد، علیرضا دهقان، مهسا بدری

چکیده در این پژوهش، بازنمایی کودک‌آزاری در چهار دهه پس از انقلاب اسلامی با استفاده از نظریه «بازنمایی» و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مورد تحلیل قرار می‌گیرد. سوال اصلی این پژوهش آن است که در هر دوره تاریخی، کودک‌آزاری چگونه بازنمایی شده است و این بازنمایی چه نسبتی با تحولات اجتماعی و فرهنگی هر دوره دارد. یافته‌های مطالعه حاضر نشان می‌دهد فیلم‌های هر دوره، با توجه به تحولات مهم زمانه، بر تغییری در مورد جایگاه کودکان تاکید کرده‌ و بر اساس آن، بازنمایی متفاوتی از کودک‌آزاری ارائه می‌کنند. در دهه 60، جایگاه کودکان در ارتباط با ارزش‌های سنتی و خانوادگی تعریف می‌شود و بازنمایی کودک‌آزاری در این دهه نشان از «رفتار سرکوب‌گرانه» است. در دهه 70، جایگاه کودکان با نگاهی انتقادی و تاکید بر ضرورت بازنگری تعریف می‌شود و بازنمایی کودک‌آزاری با نفی سرکوب‌گری همراه است و بر اهمیت ایجاد رابطه عاطفی با کودک، عدم غفلت و همچنین احترام به حریم بدن کودک تاکید‌ می‌شود. در دهه 80، جایگاه کودکان دوگانه است، از یک سو با سرکوب‌های ساختاری مواجه هستند و از سوی دیگر در ارتباط با جامعه مدرن تعریف می‌شوند. بازنمایی کودک‌آزاری در این دوره بر رشد و شکوفایی فردی و فردیت تاکید دارد. در دهه 90، جایگاه کودکان در رابطه با خانواده مدرن مورد توجه است و بازنمایی کودک‌آزاری با نگاهی انتقادی به خانواده مدرن همراه است که مادر مدرن در مرکز آن قرار دارد.