دوره و شماره: دوره 3، شماره 1 - شماره پیاپی 8، بهار 1404 
تعداد مقالات: 6
تحلیل ابعاد و عناصر هویت ملی در کتاب‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سنین 7 تا 9 (سال‌های 1402-1395)

تحلیل ابعاد و عناصر هویت ملی در کتاب‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سنین 7 تا 9 (سال‌های 1402-1395)

صفحه 7-35

https://doi.org/10.22083/cssca.2025.551185.1090

افسانه کمالی، آزاده محبی

چکیده هویت ملی، بالاترین سطح هویت جمعی در یک جامعه محسوب می‌شود که از یک‌سو در درون جامعه بین اعضای خود نوعی همبستگی و انسجام ایجاد می‌کند و از سوی دیگر این جامعه را به‌عنوان یک کل از جوامع دیگر متمایز نشان می‌دهد. راه‌های مختلفی برای شکل‌گیری و تقویت هویت ملی در جامعه وجود دارد. یکی از این روش‌ها ادبیات داستانی کودک است که به روش غیرمستقیم مفاهیم هویت ملی را به کودکان منتقل می‌کند. هدف از پژوهش تحلیل ابعاد و عناصر هویت ملی در کتاب‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سنین 7 تا 9 سال در بازه زمانی 1402-1395 هست. جامعه آماری شامل 4 کتاب داستانی است. برای پاسخ به پرسش‌های پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی استفاده گردید. واحد تحلیل مضمون شامل متن، پرسش، تصاویر موجود در کتاب‌ها است. ابعاد هویت ملی که از کتاب‌های موردبررسی استخراج شد، عبارت‌اند از: بعد فرهنگی، بعد دینی، بعد نمادهای ایرانی و بعد اجتماعی. نتایج تحلیل کیفی نشان می‌دهد در گروه سنی 7 تا 9 سال تأکید بر بعد اجتماعی بوده و به سایر ابعاد کمتر توجه شده همچنین این ابعاد به‌صورت نامتوازنی موردمطالعه قرار گرفته‌اند و در انتقال مفاهیم بیشتر از عنصر ارزشی استفاده شده است.

نوجوانان دیجیتال: شکل دهی مجدد نوجوانی در ایران

نوجوانان دیجیتال: شکل دهی مجدد نوجوانی در ایران

صفحه 37-63

https://doi.org/10.22083/cssca.2025.528432.1066

محمدسعید ذکایی

چکیده فنّاوری‌ها و فرهنگ دیجیتال بدون تردید زیست کودکان را بیش از هر گروه دیگری تحت تأثیر قرار داده و ارزش‌ها و ماهیت متفاوتی به دوره زندگی آن‌ها بخشیده است. پیشگامی نوجوانان در استفاده از فرهنگ دیجیتال، جهان زندگی متفاوتی را پیش روی آن‌ها قرار داده و استقلال عمل و قدرت آن‌ها را ارتقا می‌دهد. مقاله حاضر در سنت مطالعات فرهنگی و با استفاده از برخی پژوهش‌های کمی و کیفی به دنبال شناسایی عادت‌واره‌ها، ذهنیت‌ها و تجارب متفاوت برآمده از تجارب مجازی و دیجیتال جدید نوجوانان در ایران است. استدلال این است که رسانه‌های دیجیتال با ارتقا جایگاه نسلی نوجوانان آن‌ها را در معرض تجاربی فشرده و متفاوت قرار می‌دهند که درنتیجه آن روابط آن‌ها را با خویش، بزرگسالان (خانواده) و اجتماع اطراف را دستخوش تغییرات رادیکالی ساخته است. شبکه‌های اجتماعی اگرچه با درگیر ساختن نوجوانان با تجارب مازاد شناختی، عاطفی و نیز با فراهم کردن جواز عبور از مرزبندی‌های مختلف فرهنگی و اخلاقی، زندگی آن‌ها را پیچیده‌تر و گاه با ابهام و دوسویگی بیشتری همراه ساخته است، بااین‌حال در وجه مثبت، تراکم تجارب مجازی و دیجیتال ظرفیت خودآگاهی، بازاندیشی و تعهد و مسئولیت‌پذیری بیشتری را برای آن‌ها مهیا می‌سازد.

کنکاشی پدیدارشناسانه از درک نوجوانان از امراخلاقی در فضای مجازی

کنکاشی پدیدارشناسانه از درک نوجوانان از امراخلاقی در فضای مجازی

صفحه 65-93

https://doi.org/10.22083/cssca.2025.536897.1075

مصطفی مرادی، مرضیه عالی، محمد باقری دادوکلایی

چکیده پژوهش حاضر باهدف کشف و توصیف تجربه زیسته نوجوانان ایرانی از مفهوم اخلاق در فضای مجازی و شناسایی مؤلفه‌های شکل‌دهنده درک اخلاقی آنان در بستر دیجیتال انجام شده است. این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و روش تحلیل کلایزی انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل 10 نوجوان 13 تا 19 ساله شهرستان ساری بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته نیمه عمیق (20-30 دقیقه) تا رسیدن به اشباع نظری جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌ها منجر به استخراج 21 مضمون اصلی در سه دسته کلی شد: (1) عوامل زمینه‌ساز شامل پنهان بودن هویت، فقدان محدودیت، نقش والدین و رقابت کاذب؛ (2) افعال اخلاقی/غیراخلاقی شامل تقلید بدون تأمل، عمل غرض‌ورزانه و توجه به قاعده طلایی اخلاق؛ (3) پیامدها شامل اعتیاد به فضای مجازی، آسیب‌های روانی و تضعیف بنیان خانواده. درک نوجوانان از اخلاق در فضای مجازی پدیده‌ای چندسطحی است که تحت تأثیر ویژگی‌های ساختاری فضای دیجیتال، فرآیندهای یادگیری اجتماعی و تصمیم‌گیری‌های موقعیتی شکل می‌گیرد. این یافته‌ها ضرورت بازنگری در رویکردهای آموزشی و تربیتی موجود و طراحی مداخلات چندبعدی متناسب با پیچیدگی‌های اخلاق دیجیتال را نشان می‌دهد.

ویژگی‌های معلم اثربخش از نگاه نسل آلفا: یک مطالعه پدیدارشناسی

ویژگی‌های معلم اثربخش از نگاه نسل آلفا: یک مطالعه پدیدارشناسی

صفحه 95-129

https://doi.org/10.22083/cssca.2025.549819.1089

مطهره وکیلی، عباس جواهری، مجید مجیدی

چکیده نسل آلفا (متولدین ۲۰۱۰-۲۰۲۵) با ویژگی‌های منحصربه‌فرد دیجیتالی خود، انتظارات متفاوتی از معلمان اثربخش دارند. این پژوهش با هدف درک تجربه زیسته این نسل از مفهوم معلم اثربخش انجام شد. در این مطالعه پدیدارشناختی که بر پایه چارچوب نظری تلفیقی بندورا، دانیلسون و تپاک طراحی شد، 19 دانش‌آموز (10 پسر، 9 دختر) پایه‌های هفتم و هشتم مدارس سمپاد تهران از طریق نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق (میانگین 52 دقیقه) جمع‌آوری و با روش کلایزی تحلیل شدند. تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی سه مضمون اصلی شد: توانمندی حرفه‌ای، شایستگی ارتباطی-عاطفی و سواد فناورانه-تربیتی. یافته کلیدی پژوهش نشان داد که 38 درصد از سازه‌های مفهومی به بُعد ارتباطی-عاطفی اختصاص دارد، درحالی‌که تنها 11 درصد مربوط به بُعد فناورانه است. این یافته پارادوکسیکال نشان می‌دهد که علی‌رغم دیجیتالی بودن این نسل، کیفیت رابطه انسانی معلم-دانش‌آموز همچنان نقش محوری و تعیین‌کننده در اثربخشی تدریس دارد و فناوری تنها در صورت حمایت از این رابطه اثربخش است. بر اساس این یافته‌ها، مدل سه‌بُعدی سلسله‌مراتبی اثربخشی تدریس برای نسل آلفا ارائه شد که در آن شایستگی ارتباطی-عاطفی به‌عنوان هسته مرکزی، اثربخشی دو بُعد دیگر را تعدیل می‌کند. نتایج پژوهش بر ضرورت بازتعریف نقش معلم از انتقال‌دهنده اطلاعات به طراح تجربه و رابطه‌ساز تأکید دارد.

تحلیل انتقادی اسناد بالادستی کشور پیرامون رابطه کودک و طبیعت

تحلیل انتقادی اسناد بالادستی کشور پیرامون رابطه کودک و طبیعت

صفحه 131-157

https://doi.org/10.22083/cssca.2025.474930.1033

سعیده علی زمان ابیانه، رضا تسلیمی طهرانی

چکیده مسئله اصلی پژوهش حاضر ناظر بر ضرورت ارتباط بی‌واسطه کودک و طبیعت و تأثیرات مثبت آن بر کودک و جامعه است. بر همین اساس در این پژوهش تلاش خواهد شد در بخش چارچوب مفهومی، با مرور منابع موجود، پیامدها و تأثیرات حضور بی‌واسطه کودکان در طبیعت یا در نقطه مقابل نتایج و آسیب‌های ناشی از عدم حضور کودکان در طبیعت، توصیف و تبیین شود. در بخش بعدی، سیاست‌گذاری‌های صورت گرفته در حوزۀ کودکی در ایران معاصر از زاویه رابطۀ کودک و طبیعت نقد و بررسی خواهد شد. اسنادی مانند سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش، برنامه‌های توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شش‌گانه، سند ملی حقوق کودک و نوجوان، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، اساسنامه سازمان ملی تعلیم و تربیت و سند برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران از این جمله‌اند. درنهایت، ضمن تبیین آسیب‌ها و ضعف‌های موجود در این سیاست‌ها، پیشنهاد‌ها و راهکارهایی برای اصلاح سیاست‌گذاری مرتبط با کودکان و نزدیکی بیشتر کودکان با محیط‌زیست ارائه خواهد شد. ازجمله این راهکارها می‌توان به تغییر نگاه به کودک و کودکی، تغییر جهت سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ها به سمت تأمین تجربه مستقیم طبیعت برای کودکان؛ مبتنی ساختن سیاست‌گذاری‌ها بر انجام پژوهش‌های سازمان‌یافته و هدفمند در مورد ارتباط کودک و طبیعت، تشکیل شورای عالی کودکی، تغییر برنامه‌ها و فضای مدارس به سمت استفاده از فضای سبز، تغییر نقش معلمان از آموزش‌دهنده به تسهیلگر، احیای محله برای کودکان و ایجاد ارتباط در بین کودکان و سالمندان در فضاهای محلی اشاره کرد.

تأثیر قصه‌گویی بر تقویت یادگیری رفتاراجتماعی کودکان و نوجوانان با بهره‌گیری از حکمت‌های نهج‌البلاغه

تأثیر قصه‌گویی بر تقویت یادگیری رفتاراجتماعی کودکان و نوجوانان با بهره‌گیری از حکمت‌های نهج‌البلاغه

صفحه 159-182

https://doi.org/10.22083/cssca.2025.540809.1081

جعفر ولی پور

چکیده نهج‌البلاغه مهم‌ترین منبع دینی، فکری، فرهنگی و وجه مشترک مسلمانان، همواره موردتوجه بوده و با داشتن ویژگی‌ مهم جامعیت، هدایتگر انسان به سعادت، امنیت و آرامش است.‌ازجمله مشخصه‌های خاص نهج‌البلاغه، شیوۀ ویژه‌ای از گفتار است که در بسیاری از خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌ها به کار رفته است. هدف از پژوهش این مقاله بررسی تأثیر قصه‌گویی یکی از راه‌های اثرگذار، بر تقویت یادگیری رفتار اجتماعی در کودکان و نوجوانان را با نگاهی علمی بیان می‌کند. رفتار اجتماعی؛ در زندگی اجتماعی دارای تفاوت‌هایی در شکل، تعدد و شیوه‌های تقویت آن در نظم عمومی وجود دارد که مورد نظر است. روش پژوهش از نظر اهداف؛ کاربردی، از نظر داده‌ها، کمی و از نظر ماهیت و نوع مطالعه، شبه‌آزمایشی است که تعداد 40 نفر از اعضای پسر 9 تا 11 سال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان نوشهر، به‌صورت تصادفی ساده به‌عنوان نمونه انتخاب و سپس در دو گروه 20 نفری (آزمایش و کنترل) قرار گرفتند. یافته‌ها نشان می‌دهد توزیع فراوانی پاسخ‌گویان برحسب نمره یادگیری رفتار اجتماعی در مرحلۀ پیش‌آزمون، بیشترین تعداد با 5/37 درصد در بازۀ نمرۀ 85-75 و کمترین تعداد با 5/2 درصد در بازۀ نمرۀ کمتر از 50 و در مرحلۀ پس‌آزمون بیشترین تعداد با 55 درصد در بازۀ نمرۀ 100-85 و کمترین تعداد با 15 درصد در بازۀ نمرۀ 85-75 بوده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که قصه‌گویی براساس حکمت‌های نهج‌البلاغه می‌تواند رفتار اجتماعی را به کودکان و نوجوانان منتقل کند و تأثیر مثبتی بر رشد شخصیتی آنان داشته باشند. همچنین، این قصه‌ها می‌توانند به تقویت یادگیری رفتار اجتماعی در کودکان و نوجوانان کمک کنند.